تبليغاتX
سلام دهمرده گلزار

انا لله و انا الیه راجعون

سوگمندانه ضایعه تلخ و نا بهنگام درگذشت برادران عزیز ما محمد علی عسکری و محمد جواد مظفری ودکل را که در اثر گاز گرفتگی چاه جانشان را از دست داده اند به خانواده ها، فرزندان، برادران و اهالی قریه ودکل تسلیت عرض میکنم.

مصیبت این حادثه حزن انگیز و دردناک تنها مختص خانوادههای این عزیزان از دست رفته نمیباشد؛ بلکه همه اهالی قریه ودکل مصیبت دیده و داغدارند، چه اینکه این عزیزان سرداران قریه و تکیه گاه بازماندگان اهالی قریه بودند که امروزه اکثرا در دیار غربت سکنی گزیده اند. آنچه که این حادثه جانسوز را اسف انگیزتر کرده است، عروج غریبانه و مظلومانه این عزیزان است که در عین حال که در وطن و قریه خود بودند اما تنها بودند و در سخترین شرایط سنگربان قریه بودند و هیچگاه همچون دیگران قریه را به خاطر زندگی در دیار بیگانه رها نکردند؛ بلکه همچون کوه استوار در برابر مشکلاتها ایستادند و تمام نیش و نوشها را برای حفظ حیثیت و شرافت قریه به جان خریدند. اما سرانجام در حال غربت و تنهایی جان دادند و حسرت آخرین دیدار با برادران و عزیزان دور از قریه را با خود بردند و تنها با اشکهای فرزندان معصوم شان بدرقه شدند. روح شان شاد و یادشان گرامی باد

حالا ما مانده اییم با کوهی از مشکلات و مسئولیتی که بر زمین مانده است. در عین حال که وظیفه داریم صبر و بردباری پیشه کرده و در برابر رضا و قدر الهی تسلیم بود، باید از این گونه حوادث قدری به خود آئیم و نیم نگاهی هم به پشت سر و به زادگاه آبائی خود داشته باشیم و آن تعصب، غیرت و حس وطن دوستی خود را فراموش نکنیم و کشورهای خارج را بهشت موعود خود نپنداریم که دیر یا زود خواهیم فهمید سخت در اشتباه بودهایم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام فروردین 1391ساعت 12:38  توسط خالقداد اسدی  | 

                                                                                               خالقداد اسدی ۱۸/۸/۱۳۹۰

مقدمه  (نگاهی گذرا به بحران افغانستان)

افغانستان با توجه به داشتن موقعیت استراتژیکی و ژئوپلتیکی، از آغاز پیدایش تا کنون در کانون توجه معادلات سیاسی منطقه­ای و بین المللی بوده است. این کشور تا سال 1352ش دارای یک نظام سیاسی با ثبات متکی به آراء مردم نبوده و چرخش قدرت همواره با دخالت همسایگان و کشور­های بین المللی با کودتا و خونریزی صورت گرفته است. رویاروی بلوک شرق و غربت به سرکردگی آمریکا و شوروی سابق بر سر مسأله افغانستان در دوران جهاد مردم افغانستان با شوروی سابق در همین راستا قابل بررسی است که فرصت تحلییل آن در این مقال نمی­گنجد.

پاکستان به عنوان پل ارتباطی و تدارکاتی غرب، ضلع دیگری از بازیگران صحنه افغانستان را تشکیل می­داد و در سالهای پایانی شکست حکومت مارکسیستی نیرو­های کاملا جدیدی به نام طالبان به وجود آورد تا آلترناتیو نظام مارکسیستی در افغانستان باشد. بعد از ورود مجاهدین به کابل و عدم توفیق در تشکیل حکومت فراگیر ملی، پاکستان این نیروهای در خفا تربیت کرده خود را وارد صحنه افغانستان کرد تا قدرت را به شکل انحصاری و در راستای منافع راهبردی پاکستان به دست بگیرد. عملکرد تندروانه و خشک مذهبی این گروه در مدت 7 سال، مردم را ناراضی ساخت و چالش­های بزرگی را در روابط این کشور با کشور­های دیگر ایجاد کرد. آمریکا از این فرصت استفاده کرد و در یک حرکت تاکتیکی، حادثه یازدهم سپتامبر را صحنه سازی کرده آنرا منتسب به عوامل القاعده و طالبان کرد و با تحریک احساسات و قانع ساختن افکار عمومی دنیا به افغانستان لشکرکشی کرد. پا کستان به دلیل مرعوب شدن از هیمنه جنگی آمریکا مصالح خود را در این دید که آمریکا را در این جنگ با تروریزم همراهی کند؛ ولی بعدا که جنگ فرسایشی شد و هیمنه جنگی آمریکا به ضعف گرائید، دوباره به تجهیز و تقویت گروه طالبان پرداخت. هم اکنون سازمان اطلاعاتی پاکستان در مدیریت، هدایت و حمایت لجستیکی گروه طالبان و سازمان القاعده نقش اساسی دارد و از این گروه­های تروریستی به عنوان برگ برنده در چانه زنی­های بین المللی و مقابله با هندوستان استفاده می­کند و حتی بسیاری از عملیات پیچیده تروریستی و آدم ربائی را خود با نام طالبان انجام می­دهد. ایجاد بحران و بی ثباتی در افغانستان را می­توان ناشی از اجندای استراتژیک اسلام آباد دانست. دو عامل در تنظیم این استراتژی اسلام آباد دخیل می­باشند:

عامل اول مسأله خط مرزی «دیورند» است که انگلیسی­ها آنرا بین دو کشور افغانستان و پاکستان در سال 1897م درست کردند. در آنزمان این معاهده را دولت استعماری وقت انگلیس از سوی پاکستان و عبد الرحمن خان پادشاه وقت افغانستان امضاء کردند؛ ولی از آنزمان تا کنون با وجود جا بجائی­های قدرت در افغانستان، در هیچ مقطع زمانی و بوسیله هیچ دولت حاکم این خط مرزی برسمیت شناخته نشد. افغانستان بر این باور است که این معاهده استعماری، صد ساله بوده که مدت آن در سال 1997م به پایان رسیده است. ولی پاکستان این ادعا را به معنای تجزیه کشور و اضمحلال قدرت ملی خود می­داند و به شدت با آن مبارزه می­کند. لذا هیچ­گاه نمی­خواهد که صلح و ثبات در افغانستان در سایه یک حاکمیت ملی مقتدر شکل بگیرد.

عامل دوم که در اتخاذ سیاست خرابکارانه پاکستان در قبال افغانستان نقش دارد، مسأله­ی مربوط به روابط هندوستان و افغانستان است. به این معنی که پاکستان به دلیل منازعات مرزی و جنگ دیپلماتیک دیرینه­ی که باهندوستان دارد، حضور هندوستان را در افغانستان به منزله استقرار دشمن اصلی خود در کشور همسایه و به ضرر منافع استراتژیک خود می­داند

از سوی دیگر مطرح شدن پیمان استراتژیک میان آمریکا و افغانستان، بر حساسیت موضوع افزوده کشور­های همسایه را شدیدا نگران ساخته و آن­هارا وادار نموده است که به هرشکل ممکن این طرح را به بن بست بکشانند. خود آمریکایی­ها نیز بدنبال اهداف بلند مدتی که در پشت این طرح دارد، در گسترش نا امنی­ها نقش دارد تا از این طریق افکار عمومی را برای انعقاد این پیمان آماده نماید و حضور خود را با ایجاد پایگاه­ دائمی در افغانستان قانونمند سازد.

در این مقاله، سعی براین است که مفهوم پیمان استراتژیک و تحلیل صرفا حقوقی پیرامون آن ارائه گردد

الف- مفهوم پیمان استراتژک

1- مفهوم پیمان

پیمان، معاهده و عهدنامه (treaty) توافق یا قراردادی است که کتبا بین دو یا چند دولت و در زمینه­های عمده و اساسی صورت می­پذیرد. واژه معاهده در باره تعهداتی بین المللی بکار می­رود که با دخالت رسمی و صریح دستگاه­های صالح در عقد عهدنامه برقرار شده باشد ... انعقاد یک عهدنامه شامل مذاکره و امضاء و تصویب است ...[1]

2- مفهوم استرتژیک

متعلق به استراتژی و آن دانش یا فن بهره­گیری از امکان­های سیاسی، اقتصادی، روانی و نظامی برای تأمین بیشتر حمایت از سیاست پیش بینی شده است[2]

پس پیمان استراتژیک، یعنی معاهده­ای که بین دوکشور به امضاء می­رسد برای تأمین اهداف راهبردی و حمایت از سیاست پیش­بینی شده

ب- تحلیل حقوقی پیمان استراتژیک میان آمریکا و افغانستان

شکی نیست که امروزه پیمان­ها و معاهدات مختلفی میان کشورها وجود دارد و به امضاء می­رسند، حکومت و قوه مجریه به دلیل مسئولیت داشتن در زمینه­ برقراری روابط بین المللی ناگزیر به عقد معاهدات لازم با سایر کشورها است و هدف از آن تأمین منافع متقابل کشورهای امضاء کننده می­باشد. لیکن مسأله پیمان استراتژیک میان آمریکا و افغانستان از موضوعاتی است که تا کنون در محافل سیاسی و رسانه­ای پیرامون آن مباحث زیادی مطرح گردیده و طبعا موافقین و مخالفینی دارند و بیشتر این مباحث مبتنی بر عواطف، احساسات و ذهنیت­های خاصی است که بر اساس پیش­فرض­های قبلی صورت می­گیرد تا این­که مبتنی بر یک تحلیل واقع بینانه و کارشناسانه باشد. بنده در صدد تبیین جنبه­های سیاسی این موضوع و پیامد­های آن در دراز مدت برای کشور نیستم؛ بلکه می­خواهم موضوع را صرفا از بُعد حقوقی بررسی نمایم که فرایند تصویب و تأیید آن در صلاحیت کدام مرجع قانونی است؟ رئیس جمهور، پارلمان و یا لوی جرگه؟ و از لحاظ محتوا آیا قابلیت انعقاد و سازگاری با قانون اساسی را دارد و یانه؟

1- بررسی حقوقی مکانیسم تصویب و امضاء پیمان  استراتژیک

در نظام تفکیک قوا، وضع قانون در انحصار قوه مقنّنه است. عهدنامه­ها در روابط دولت­ها هم حکم قانون را دارد و برای این­که حکم قانون را پیدا کند و در محاکم داخلی قابلیت اجرا پیدا کند، باید از طرف دولت به قوه مقنّنه اظهار شود و تصمیم نهایی را مجلس در باب تنفیذ آن بگیرد[3]. قانون اساسی افغانستان نیز تصدیق تمام معاهدات بین المللی را در صلاحیت شورای ملی (متشکل از دو مجلس نمایندگان و سنا) می­داند. در ماده 90 بند 5 مقرر داشته است که معاهدات بین المللی امضاء شده از سوی حکومت باید به تصویب شورای ملی برسد. براین اساس، اعتبار یک معاهده بین المللی در افغانستان زمانی حاصل می­شود که از تصویب شورای ملی بگذرد، دخالت مراجع و نهاد­های دیگر نظیر لویه­جرگه[4] در این موضوع، توجیه قانونی ندارد؛ زیرا لویه­جرگه اگرچند براساس ماده 111 قانون اساسی افغانستان یکی از مهم­ترین ارکان تصمیم گیرنده دولت است؛ ولی صلاحیت آن محدود و در موارد ذیل می­باشد:

1) اتخاذ تصمیم در مورد مسائل مربوط به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و مصالح علیای کشور

2) تعدیل قانون اساسی

3) محاکمه رئیس جمهور مطابق با ماده 69 این قانون

آیا نمی­توان موضوع پیمان استراتژیک را تحت عنوان مصالح علیای کشور قرار داد که رسیدگی به آن طبق ماده فوق، در حیطه صلاحیت لویه­جرگه می­باشد؟

متأسفانه ماده 111 قانون اساسی در مورد سازوکار مورد اول از صلاحیت لویه­جرگه، ابهام دارد و روشن نساخته است که مرجع تشخیص مسائل مربوط به استقلال، حاکمیت ملی، تمامیت ارضی و مصالح علیای کشور کدام مقام و نهاد می­باشد تا رئیس جمهور برای رسیدگی به این مسائل، خواستار تشکیل لویه جرگه شود. در حالی­ که روند تشکیل و مرجع تشکیل دهنده لویه­جرگه را برای رسیدگی به دو مورد دیگر (طرح تعدیل قانون اساسی و رسیدگی به اتهام رئیس جمهور) را قانون اساسی مشخص کرده است؛ در مورد اتهام رئیس جمهور مرجع صالح، مجلس نمایندگان و در مورد تعدیل قانون اساسی رئیس جمهور می­باشد.

بنابراین، آقای کرزی از لحاظ قانونی صلاحیت تدویر لویه­جرگه را برای تصویب و امضاء پیمان استراتژیک ندارد. و چون این موضوع، مورد نقد حقوق دانان قرار گرفته­است، ایشان آمده اسم لویه­جرگه را برای بررسی پیمان استراتژیک به «جرگه عنعنوی» تغییر نام داده و این کارش در واقع از زیر باران به زیر ناودان رفتن است؛ زیرا چنین عنوانی در قانون نیامده است اختراع و تشکیل آن در صلاحیت رئیس جمهور نمی­باشد.

«حالت اضطرار» را که رئیس جمهور صلاحیت تدویر لویه­جرگه را در مورد آن دارد هم نمی­توان در این­جا تطبیق کرد؛ زیرا حالت اضطرار در قانون اساسی تعریف شده و آن بر اساس ماده 143 این قانون عبارت­ است از جنگ، خطر جنگ، اغتشاش وخیم، آفات طبیعی و غیره. در این موارد حالت اضطرار از طرف رئیس جمهور با مشوره و تأیید شورای ملی اعلان می­شود.

پس بنابراین، از لحاظ حقوقی و قانونی تدویر لویه­جرگه از طرف آقای کرزی برای تصویب پیمان استراتژیک میان آمریکا و افغانستان مخالف قانون اساسی است. استفاده آقای کرزی از ابزار لویه­جرگه، در واقع دور زدن نهاد قانونگذاری است و اگر وضع به همین شکل ادامه پیدا کند و در موارد دیگر هم به بهانه مصالح علیای جامعه، در برابر قوه مقنّنه موضع­گیری کند و تصمیمات مجلس قانونگذاری را نادیده بگیرد، در آینده نزدیک زمینه برای ایجاد یک حکومت استبدادی و محدود ساختن آزادی فردی فراهم خواهد شد.

2- بررسی حقوقی مفاد پیمان استراتژیک

مفاد پیمان نامه استراتژیک آن طوری که در سایت­ها منعکس گردیده دارای مواد ذیل می­باشد:

1) حضور طولانی مدت آمریکا

2) حق استفاده از سرتاسر قلمرو افغانستان

3) تعریف گسترده از نیروهای آمریکایی

4) اصل بودن قوانین آمریکا در انجام عملیات نظامی

5) مدیریت و فرماندهی آمریکا در عملیات نظامی

6) حق آمریکا برای انجام عملیات نظامی بدون آگاهی و اطلاع دولت افغانستان

7) واگذاری پایگاه­های نظامی عمده­ی افغانستان به آمریکا

8) مالکیت آمریکا بر اموال منقول و غیر منقول مورد استفاده در افغانستان

9) حاکمیت آمریکا بر حریم هوایی افغانستان

10) معافیت مالیاتی و معاف بودن از بازرسی دولت افغانستان

11) سلطه آمریکا بر شبکه مخابراتی افغانستان

12) اعطای حق کاپیتولاسیون[5] به نیروهای آمریکا

با توجه به این مواد فوق، محتوی اصلی پیمان نامه استراتژیک را تنها یک چیز تشکیل می­دهد و آن توسعه حاکمیت آمریکا از واشنگتن تا کابل و نقض حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان به عنوان یک کشور مستقل است در حالی­که زیربنای قانون اساسی افغانستان را حاکمیت ملی و تمامییت ارضی افغانستان تشکیل می­دهد. در مقدمه این قانون آمده است: یکی از اهداف تصویب این قانون، تحکیم وحدت ملی و حراست از استقلالیت، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان است. و بر اساس ماده 8 این قانون دولت مکلف به تنظیم سیاست خارجی بر مبنای حفظ استقلالیت، عدم مداخله و احترام متقابل شده است. و نیز مواد 63 و 74 قانون اساسی مشخصا رئیس جمهور و نمایندگان ملت را موظف به حفظ استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان دانسته است.

حاکمیت چیست؟

حاکمیت یک مفهوم اساسی در حقوق بین الملل، به معنی اختیار یا قدرت عالیه و تجزیه ناپذیر دولت است جهت وضع و اِعمال قوانین خود در خصوص کلیه اشخاص، اموال و وقایع داخل مرزهای آن ...[6]

اگرچند اِعمال حاکمیت در عمل، حالت مطلق ندارد (بلکه محدود به ملاحظات هنجارهای حقوقی و تصمیمات سازمان­های بین المللی است)؛ ولی حداقل آن استقلال عمل دولت­ها در تصویب و اجرای قوانین مصوّب و انعقاد معاهدات با کشورهای دیگر است بدون این­که تحت سلطه دولت دیگر قرار داشته باشد.

در حقوق بین الملل، همه دولتها از حاکمیت یکسانی برخوردارند که در مقدمه و طی مواد اول و دوم منشور ملل متحد ذکر شده است. بحث میزان برخورداری دولتهای وابسته، تحت الحمایه­ها و دولتهای پیوسته (بادول دیگر، امروزه فقط از حیث تاریخی جالب است و زمانی مطرح بود که برخی دولتها با محدویت­ها و شرایطی در مورد کسب شخصیت بین المللی خود روبرو بود. این بحث امروزه در مورد افغانستان قابل تطبیق نیست؛ زیرا افغانستان یک کشور مستقل و دارای شخصیت مستقل بین المللی می­باشد و بر اساس منشور ملل متحد، استقلال و حاکمیت دولت افغانستان از جنبه داخلی و بین المللی برسمیت شناخته شده است

بنابراین، دولت افغانستان هم دارای اقتدارات داخلی در تمام قلمرو سرزمینی خود است و هم دارای استقلال خارجی در برابر دولتهای دیگر و مداخلات بیرونی می­باشد. پس این­که آمریکایی­ها در ماده 9 حق حاکمیت بر حریم هوایی افغانستان و در ماده 12 حق مصونیت قضایی و در ماده 10 حق معافیت گمرگی و مالیاتی برای خود قائل شده است، در تضاد آشکار با حق حاکمیت ملی افغانستان می­باشد؛ زیرا قضای کنسولی و حق معافیت مالیاتی براساس کنوانسیون وین برای اعضاء دیپلماتیک و نمایندگان سیاسی کشورها در کشور دیگر است شامل نیروهای نظامی و سایر اتباع نمی­شود. ولی آمریکا با تعریف گسترده­ای که از نیروهای خود دارد، این حق را برای تقریبا تمام اتباع خود که به نحوی در ارتباط با دولت آمریکا می­باشد قائل شده  است.

پس، انعقاد چنین پیمانی با دولت آمریکا با آن مکانیسم پیش­بینی شده، هیچ­گونه مشروعیت قانونی ندارد. ضمن این­که به لحاظ سیاسی، تبعات زیانباری را متوجه افغانستان خواهد ساخت؛ زیرا این­گونه پیمان­های یکطرفه هم با احساسات و غرور ملی مردم افغانستان همخوانی ندارد و زمینه ساز انقلاب داخلی خواهد شد، چنان­که هم اکنون مخالفت­های مردمی شروع شده و به تازگی جبهه وحدت ملی افغانستان متشکل از علمای دینی اهل سنت و تشیّع و چهره­های مختلف علمی، سیاسی، فرهنگی و نخبگان ملی و جهادی در کابل تأسیس شده که هدف از تأسیس آن، ایجاد جبهه مخالفت با ادامه اشغالگری و تأسیس پایگاه دائمی آمریکا در افغانستان می­باشد و اولین راهپیمائی اعتراض­آمیز خود را در روز دوم عقرب 1390 در کابل برگزار کرد.

و هم اعتبار سیاسی و وجهه بین المللی آمریکا را به عنوان ناقض حقوق بین الملل در جهان مخدوش می­کند؛ زیرا ماده 14 پیش­نویس کمیسیون حقوق بین الملل در مورد حقوق و تکالیف دولت­ها مقرر می­دارد: «هر دولتی وظیفه دارد که روابطش با دیگر دولت­ها را بر اساس حقوق بین الملل و اصول حاکمیت دولت­ها که به تفوق حقوق بین الملل محدود است، مبتنی گرداند.»[7]

                                                   خالقداد اسدی

                                            نشست علمی پیامد های حقوقی پیمان استراتژیک میان افغانستان و آمریکا

18/8/1390

 

 

 

پی­نوشت­ها



1- علی آقا بخشی و مینو افشاری راد، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر چاپار، 1383، ص 691

[2] - غلام صدری و دیگران، فرهنگ معاصر فارسی، تهران، فرهنگ معاصر، ص 1381

[3] - ر.ک: ناصر کاتوزیان، کلیات حقوق، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1379، ص 314

[4] - لویه جرگه در گذشته به معنای اجتماعی مرکب از سران اقوام و قبایل و ارکان دولت و دربار حاکم بود که هرچند وقت یکبار به دعوت دستگاه حاکم تشکیل می­گردید و مهم­ترین کارکرد آن تأیید دستگاه حاکم، تأیید قانون اساسی، توجیه اقدامات و عملکرد حکومت بوده است (عبدالعلی محمدی، حقوق اساسی جمهوری اسلامی افغانستان، کابل، مؤسسه تحصیلات عالی خاتم النبیین، 1378، ص 314)

[5] - کاپیتولاسیون (capitulation) به معنی حقی که به اتباع خارجی درکشوری می­دهند مبنی براین­که در محکمه­های آن کشور محاکمه نشوند بلکه در محاکم مربوط به دولت خود محاکمه شوند (سعیدنفیسی، فرهنگ فرانسه-فارسی،تهران، صفی علیشاه، 1370؛ محمد معین، فرهنگ معین، تهران، امیر کبیر، 1371، ج 3)

[6] - رابرت بلدسو- بوسچک، فرهنگ حقوق بین الملل، ترجمه: بهمن آقایی، تهران، کتابخانه گنج دانش، 1375، ص 48. ر.ک: جعفر بوشهری، حقوق اساسی اصول و قواعد، تهران، شرکت سهامی انتشار، 1384، ص 159

[7] - سعید رهایی، عهدنامه­های بین المللی و تهدات دولت­های ثالث، تهران، انتشارات بین المللی الهدی، 1378، ص 108


+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1390ساعت 10:49  توسط خالقداد اسدی  | 

قبل از ارائه گزارش، عذ­ر­خواهی می کنم از اینکه مدت سه ماه به دلیل مسافرت به وطن و نداشتن دسترسی به انترنت، با دوستان و میهمانان محترم فضای مجازی این سایت ارتباط برقرار نتوانستم. این گزارش که دارای بعد فرهنگی و مذهبی است، تحت عناوین ذیل تقدیم می­گردد:

الف- جشن نیمه شعبان

به مناسبت سالروز ولادت منجی عالم بشریت امام زمان (عج) جشن با شکوهی با حضور علماء، منفذین و متعلمین مکتب در مدرسه عمومی امام جعفر صادق (ع) برگزار گردید. این مراسم که از اول صبح روز... آغاز گردید همراه با برنامه­ها متنوعی مقاله، سرود، شعر و سخنرانی تا ساعت نزدیک ظهر ادامه یافت. سخنرانان این مراسم که هرکدام به گوشه­های از سخصیت امام زمان (ع) اشاره داشتند به ترتیب عبارت بودند از آقایان: اسدی، شفق و حاجی توسلی

ب- برگزاری کلاس­های عقاید، تجوید و احکام

با استفاده از فرصت ماه مبارک رمضان و غنا بخشیدن به معلومات مذهبی و اعتقادی متعلمین مکتب، کلاس­های عقاید، تجوید و احکام در دوشیفت قبل از ظهر و بعد از ظهر برای خواهران و برادران برگزار گردید. این کلاس­ها که در طول ماه مبارک رمضان برقرار بودند، با اشتیاق و علاقه تمام با شرکت بیش از 60 نفر دنبال گردید و در پایان هدایایی به شاگردانی که شرکت فعال در کلاس­ها داشتند، تقدیم گردیدند

ج- مراسم احیاء شب­های قدر

مراسم احیاء شب­های مبارکه قدر امسال حال و هوای دیگری داشت. این مراسم علاوه بر اینکه در چند نقطه و قریه دهمرده برگزار گردید، در مدرسه امام جعفر صادق (ع) به شکل عمومی­تر برگزار شد و با حضور گسترده و بی نظیر مردم از مرد و زن، بسیار شورآفرین و شکوه ماندگاری را به یادگار گذاشت. گروه­های مختلف سنی از بچه­های خردسال گرفته تا افراد مسن همه در این مراسم حضور پیدا می­کردند. این مراسم در هرسه شب قدر از ساعت ده شب شروع و تا نیم ساعت مانده به سحر، همراه با دعا، سخنرانی، و سینه زنی ادامه پیدا می­کرد و در شب سوم قدر تمام شرکت کنندگان در مراسم از محل نذورات مردم اطعام شده سحری خود را بعد از ختم برنامه در مدرسه صرف کردند

د- اقامه نماز عبادی سیاسی عید فطر

یکی از اعمال مهم روز عید فطر، اقامه نماز عید فطر است. امسال در دهمرده این نماز با امامت حجت الاسلام حاجی توسلی و شرکت با شکوه قشر­های مختلفی از مردم برگزار گردید. ایشان در خطبه­های نماز با تأکید بر رعایت تقوای الهی و پرهیز از گناه، به اهداف استعماری و شوم نیروهای خارجی در افغانستان نیز اشاره کرد. در پایان، مردم دایره زده عید فطر را به همدیگر تبریک گفتند.

در خاتمه این گزارش را با خبر احداث یک باب کتابخانه پخته کاری به پایان می­برم. این کتابخانه که با ابتکار و همت خود دانشجویان ده مرده گلزار کلنگ زده شد، کارش هم اکنون در جریان است.

                                                                                    والسلام

                                                                                خالقداد اسدی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 11:31  توسط خالقداد اسدی  | 

 بسم الله الرحمن الرحیم 

من سخنم را با اشاره به این سنت جاوید خداوند شروع می کنم که او خدای بزرگ در حدیث قدسی به عزت و جلال خودش سوگند یاد نموده است که من از ظالمان و ستمگران در همین دنیا انتقام می گیرم. و اگر ما به طور اجمال به عواقب شوم ظالمان و ستمگران در طول تاریخ از گذشته های دور تا حالا نظر اندازیم، به این نکته واقف می گردیم که دیر یا زود طومار حیات ننگین ظالمان و خونریزان با سرپنجه قدرت و تدبیر حکیمانه الهی آنچنان درهم پیچیده شود که هیچ چیزی جز ننگ و نفرین برای کار آنها باقی نخواهد ماند (و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون)

   نوع اقداماتی که در این روزهای اخیر علیه مردم شیعه و هزاره کوئطه پاکستان از سوی تروریستهای به ظاهر ناشناخته انجام گرفته است، از سنخ اقدامات جنایتکارانه طالبان و القاعده است و شواهد نشان میدهد که طرح دهشت افگنی و تصفیه فیزیکی مردم ما را این گروه ها مدیریت و اجرا می کند. بنابراین روی سخنم با این گروه ها است که امروزه به نماد خشونت و ترور تبدیل شده است (آنهم نه علیه بیگانگان که علیه خود مسلمانان). اینان از مصادیق همان ظالمانی است که خداوند متعال رسوائی و نابودی آنها را در همین دنیا تضمین نموده است و اگر ما نیک بیاندیشیم همین حالا کوس خفت و رسوائی این گروه به صدا درآمده است؛ زیرا این گروهها از لحاظ ایدئولوژی و سیاسی به شدت منزوی شده است و هیچ جای پا و عرض اندام در جوامع فرهنگی و تحصیل کرده ندارد. تنها محل رشد و عضو گیری این گروه جوامع فقیر و بی سواد روستاها و کپر نشین های شهری است که هم شکم شان خالی و هم چشم و گوش شان بسته و تهی مغز است. شکم شان در اسارت دلارهای نفتی عربستان و چشم و گوش شان در حصار تلقینات تعصب و جزم اندیشی مفتیان سرویس اطلاعاتی انگلیس در کشور های اسلامی است که با معیار و ملاک خودساخته به تکفیر دیگران می پردازند و هرگونه اقدامات جنایتکارانه را برای ترویج عقاید و سنت های خود توجیه می کند. و امروزه همه روشنفکران مسلمان فهمیده اند که جریان سلفی گری معاصر نظیر طالبان و القاعده یک ترفند استعماری است که کشورهای استعمارگر و سلطه طلب برای تسلط بر کشورهای اسلامی و ضربه زدن به وحدت و همگرایی مسلمانان این گروهک ها را جریان سازی، تجهیز و ساپورت میکند تا از آنها به عنوان مترسک و اهرم فشار علیه دولتها و ملتها استفاده کند. نحوه شکل گیری و عضوگیری این گروهک ها این مسئله را اثبات می کند،چنانکه اعضاء آن معمولا از میان افراد عمدتا بی سواد، فقیر و حاشیه نشین شهرها انتخاب و طوری تربیت می شود که هیچ گونه ظرفیت همزیستی مسالمت آمیز را با گروه های قومی و مذهبی دیگر نداشته باشد و به جای ژرف اندیشی و خرد گرائی، جزم انگاری را ایدئولوژی صحیح خود دانسته و بدون کوچکترین تآمل و پایبندی به معیارهای اسلامی و انسانی بزرگترین لطمات و جنایات ضدبشری را انجام دهند. آنچه که امروز از گروه طالبان و القاعده سر میزند، نشان میدهد که این گروه ها هیچ مطالعه در باره مبانی و معتقدات اسلامی ندارد و نه علاقمند است که بداند اسلام چه میخواهد و در باره مسائل مختلف چه موضعی در پیش می­گیرد. ارتباط این گروه با دزدان دریایی و گروه های مخوف و ضد بشری دنیا این موضوع را به اثبات می­رساند جریان طالبان و القاعده یک جریان وابسته و آله دست استعمار است و با انتساب خود به اسلام هدفی جز بدنام کردن اسلام ندارد و در واقع می خواهد که اسلام را به عنوان یک دین نجات بخش، دین عدالت، دین صلح و انسانیت و تأمین کننده حقوق انسان ها به چالش بکشد و روند رو به رشد اسلام خواهی در دنیا را کند نماید

   مردم عزیز ما بدانند که اضمحلال و نابودی این جریان سنت شکن و تمدن ستیز بسر رسیده است. اقدامات کور تروریستی نمایانگر ضعف و درماندگی این گروه است نه نشانه قدرت. تخریب جاده ها، آتش زدن مدارس و کشتن زن ها و بچه های بیگناه یک عمل بسیار بزدلانه و غیر انسانی است تا یک عمل قهرمانانه و افتخار آمیز.به لحاظ روانشناسی گروهی که در میدان، بازی را باخته احساس کند و نتیجه بازی را به سود طرف مقابل پیش بینی کند، در لحظات پایانی بازی دست به رسک می زند و به هر شیوه غیر اصولی و تکنیکی روی می­آورد. اکنون که گروه طالبان و حامیان بین المللی آنها در نبرد فکر و اندیشه  احساس شکست میکند و هرروز بیشتر ازدبروز با ادبار و عکس العمل سرد ملت ها و انسان های آزاد اندیش دنیا (از مسلمان و غیر مسلمان) مواجه می گردد، با هدف تبلیغاتی به اقدامات تروریستی روی آورده تا زنده بودن خودش را اعلام کند غافل از این که چنین اقدامات جنون آمیز و غیرانسانی به روند نابودی آنها سرعت خواهد بخشید. حضرت زینب (س) وقتی در مواجه با یزید او را سرمست غرور از باده پیروزی دید، فرمود: «تو گمان می کنی پیروز شدی اما بزودی آرزو خواهی کرد که کاش دستت فلج و زبانت لال بود و آنچه را گفتی و کردی نمی گفتی و انجام نمی دادی. اگر امروز اسارت مان را به حساب غنیمت گذاشته ای به زودی می فهمی که مایه زیان تو بوده ایم. تو با تمام تلاش نقشه هایت را اجرا کن اما به خدا قسم نمی توانی یاد ما را از یادها محو کنی و چراغ الهام بخشی مان را بمیرانی» و طولی نکشید که تمام عوامل حادثه عاشورا به جزای اعمال ننگین خود رسیدند.

   بنابر این ما می توانیم با صبر و استقامت و اتکاء به وعده الهی، این دوره گذار و گردنه سخت را همچون شرایط و دوره های سختر در گذشته عبور نمائیم و با حضور انقلابی خود در صحنه، دشمن را به زانو درآوریم. مردم هزاره و شیعه امروز بیش از هرزمان دیگر در اوج اقتدار سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است. ما چرا باید نگران باشیم؟! در حالی که مردم ما هم قدرت چانه زنی سیاسی بالا دارد و هم تحصیل کرده و فرهیخته فراوان و هم جمعیت رو به رشد. علماء، روشنفکران و نویسندگان ما باید به مردم روحیه بدهد به جای آیه یأس خواندن و دلسرد کردن مردم آنها را به امروز و فردای شان امیدوار سازند قرآن بشارت داده است که آینده از آن صالحان و مؤمنان است (ان الارض یرثها عبادی الصالحون) لذا حرف زدن از طرح «مهاجرت معکوس»و یا «مهاجرت به کشورهای دیگر» حتی به عنوان یک گزینه فرضی، کار بسیار ناصواب و نشانه ناپختگی سیاسی است. فرار از مرگ به قیمت کمائی کردن زندگی ذلت بار، در قاموس غیرت شیعه و وجدان بیدار مردم ما جایی ندارد، چنانکه بسیاری از جوانان ما که اکنون در کشورهای خارج بسر می­برند اعلام آمادگی دارند که در صورت لزوم به پیشواز خطر برگردد. پس کوئطه سرزمین دوم مردم هزاره است و مردم هزاره در این سرزمین ریشه دوانیده است و در این سرزمین خواهد ماند. 

خالقداد اسدی

+ نوشته شده در  جمعه ششم خرداد 1390ساعت 14:31  توسط خالقداد اسدی  | 

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون

بار دیگر تروریستهای نامرد، دست کثیف شان به خون یکی دیگر از جوانان مؤمن شیعه آغشته گردید. و این بار قرعه شهادت به نام برادر عزیز ما اسحاق علی دهمرده گلزار- قریه ودکل افتاد. او نه در میدان جنگ که در حال عبادت کار و تأمین غذا برای خانواده خود، هدف تیرباران وحشیانه گروه های وحشی وهابیت قرار گرفت و این نشان می دهد که این گروه های مزدور به هیچ گونه معیار انسانی و اسلامی پابند نیست و آنچه برای آنها مهم است فقط کسب شهرت و آوازه خون خواری و خون آشامی است و بس. لیکن دیر یا زود پنجه قدرت و انتقام الهی گریبان کثیف آنها را خواهد گرفت و آه فرزندان معصوم این شهدای مظلوم، زندگی سراسر نکبت این گروه های از خدا بی خبر را برباد خواهد داد. شهادت این برادر عزیز را به خانواده و بازماندگان محترم شان تبریک و تسلیت عرض نموده از خدای بزرگ علو درجات برای این شهید عزیز و اجر و صبر جمیل برای بازماندگان مسئلت می نمایم. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390ساعت 10:51  توسط خالقداد اسدی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم فروردین 1390ساعت 11:48  توسط خالقداد اسدی  | 

1- مسابقه کتابخوانی: چند مدت قبل دانشجویان دهمرده گلزار انجمنی را تحت عنوان انجمن فرهنگی و اجتماعی گلزار تشکیل دادند که تا کنون اقدامات و فعالیتهای مثمر ثمری را در این راستا به انجام رسانده­اند. این انجمن در ادامه سلسله فعالیتهای خود، در سال نو امسال مسابقه کتابخوانی تحت عنوان «هفت آسمان جوانی » با موضوع پیامبر (ص) و علی (ع) در میان شاگردان لیسه­های شهید غلام حسن و فاطمه زهرا (س) برگذار نمودند

این مسابقه که در روز سوم نوروز 1390 به مناسبت حلول سال نو طی محفل با شکوه با حضور تعداد زیادی از روحانیون، متنفذان و شاگردان مکاتب شهید غلام حسن و فاطمه الزهرا برگزار گردید، در ابتدا محمد گلزاری یکی از اعضاء انجمن فرهنگی و اجتماعی گلزار به نمایندگی از انجمن، سال نو را به عموم ملت شریف دهمرده تبریک گفت و در ادامه صحبت های خود به معرفی انجمن و اهداف آن پرداخت. سپس حاضرین و سخنرانان دیگر و نیز شاگردان مکتب طی مقالات شان از تاسیس این انجمن استقبال نموده و از فعالیت های آن تقدیر و تشکر به عمل آورده خواهان فعالیتهای بیشتر انجمن در زمینه­های علمی و فرهنگی شدند. همچنین در این محفل آقای طاهر جان کریمی نماینده ملت دهمرده گلزار در شورای ولسوالی جاغوری صحبت نموده و شاگردان را ترغیب و تشویق به درس خواندن نمودند .

بعد از ختم سخنرانیها و مقالات، توزیع جوایز از طرف انجمن شروع شد. در این جوایز که شامل پنج جایزه ویژه برای نفر اول تا پنجم، به علاوه یک تقدیر نامه برای نفر اول بود و نیز جوایز دیگر شامل قلم و کتابچه تا نفر بیستم، توسط روحانیون و موسفیدان توزیع گردید

بعد از اهداء جوایز، بیش از دوصد دانه کیف مدرسه­ای شامل قلم، کتابچه، نقشه افغانستان و جهان و دیگر مواد آموزشی و نیز 120 جلد کتاب جهت تشویق شاگردان به درس و مکتب بین آن­ها توزیع گردید.

3- تأکید بر اتحاد و همدلی در تحویل سال نو: نوروز امسال 1390 با تجمع تمام موسفیدان، روحانیون و دانشجویان دهمرده گلزار در یک مهمانی بزرگ و با شکوه در مسجد قریه چغله سنگ آغاز شد. این مهمانی که از طرف طاهرجان کریمی قریه دار با کمک و همکاری اهالی قریه چغله سنگ ترتیب یافته بود، مردم بعد از صرف طعام با صمیمیت کامل همدیگر را در آغوش گرفته سال نو را به همدیگر تبریک و از خداوند متعال سال نو را سال پر از خوشی و صفا و صمیمیت آرزو نمودند. حاجی کریمی با تلاوت چند آیات از کلام الله مجید از مردم خواستند که کینه، نفاق، تبعیض وخانوارگرایی را کنار گذاشته به جای آن به اتحاد و همدلی بیاندیشند وی همچنین از مردم خواست که از مساجد صدای آذان بلند نموده و همیشه نماز را با جماعت برپا دارند. بعد از او دیگران نیز هرکدام به نوبه خود در باره اتحاد و برادری سخن گفتند.

حاجی بوستان فیاضی  نیز با تایید سخنان آقای کریمی درمورد اتحاد و همدلی ایراد سخن نمود، سپس آقای طاهر جان کریمی از تشریف آوری مهمانان تشکر کرد و بر برادری و همدلی و پرهیز از نفاق تأکید نمود و از مردم خواست که در بهار امسال به مرمت و بازسازی سرکهای دهمرده همت نماید

 ۳- تغییر در مدیریت اسکول: سر انجام آقای مصباح بعد از چند سال خدمت و فعالیت در پست مدیریت لیسه شهید غلام حسن دهمرده گلزار از این پست کناره گیری کرد. بعد از کناره گیری ایشان دانشجویان و مردم دهمرده از عبدالاحد بهرامی راش که خود یکی از دانشجویان دهمرده در کابل مشغول تحصیل و نیز فعالیت در تلویزون تمدن است در خواست کردند که این مسئولیت را به عهده بگیرد. ایشان با قبول این در خواست راهی منطقه گردید و رسما برای سال تحصیلی جدید این سمت را عهده دار گردید

۴- درخشش دانشجویان دهمرده گلزار در کانکور ۱۳۷۹: امسال در آزمون سراسری دانشکاه کابل حدود ۱۱۷۰۰۰ نفر داوطلب شرکت نمودند که از این میان ۴۱۰۰۰ نفر به دانشگاه و موسسات نیمه عالی راه پیدا کردند.  دانشجویان دهمرده در این رقابت علمی خوش درخشیدند و نزدیک به ۳۰ نفر در این کانکور کامیاب گردیدند که لیست کامل آن ها متعاقبا اعلام می گردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم فروردین 1390ساعت 11:53  توسط خالقداد اسدی  | 

«حلول سال نو خورشيدي را به همه  قوماي عزيز دهمرده گلزار در داخل و خارج تبريك و شادباش عرض مي‌كنم»


رسیده مژده که پیک بهار می­آید                   شمیم عطر زهر لاله زار می­آید

دمی که نوگل نرجس نقاب بگشاید               شکوفه بر سر هرشاخسار می­آید

 

بسیاری از مردم جهان اولین سال جدید خود را جشن می­گیرند. در کشور­های فارسی زبان مانند ایران، افغانستان و تاجیکستان روز اول حمل، نخستین روز سال نو خورشیدی است که  به عنوان نوروز جشن گرفته مي شود و در بعضی از کشور­های دیگر مثل ازبکستان، ترکیه، ارمنستان، پاکستان، و... نیز نوروز رایج است و در ميان بيش از 300 ميليوم جمعيت دنيا این روز از شکوه  و شادمانی خاصی برخوردار می­باشد.

نوروز آغاز فصل سرسبزی و خرَمی باغ­ها، دشت­ها و کشتزار­ها است. و در یک کلمه رستاخیز طبیعت است که درختان شکوفه می­کنند، جانوران از خواب زمستانی بیدار می­شوند ، دشت و دمن پر از سبزه و گل می­شوند و بلبلان آواز شادمانی سر می­دهند. در کشور­های که جشن نورز مرسوم است، مردم هرکشور برای برپایی جشن نوروز رسم و رسوم خاص خودش را دارند ولی معمول است که مردم پیش از نوروز، خانه تکانی می­کنند، لباس نو تهیه می­کنند و برای تحویل سال سفره‌ی هفت سین می­چینند و لحظه­ی تحویل سال برای عاقبت به خیری خود دعا می­خوانند. در عید نوروز، مردم به دید و بازدید یک­دیگر می­روند. کوچکتر­ها دست بزرگتر­ها را می­بوسند و بزرگتر­ها به کوچکتر­ها عیدی می­دهند و از همه مهم تر مردم به زیارت اهل قبور می­روند و با قرائت فاتحه روح درگذشتگان خود را شاد می­کنند. لیکن با همه­ی قشنگی­هایی که نوروز دارد، یک چیز مورد غفلت قرار می­گیرد و آن محاسبه نفس و خانه تکانی دل­ها است. و اگر در کنار خانه تکانی منزل، خانه تکانی دل هم انجام بگیرد و روح و روان ما از غبار گناه شستشو گردد، نوروز ما قشنگتر خواهد شد. چه این­که به فرموده امام معصوم (ع) عید واقعی بندگان خدا آن روزی است که در آن معصیت خدا انجام نشود.

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم فروردین 1390ساعت 11:1  توسط خالقداد اسدی  | 

                           مرور کوتاه بر زندگی استاد برهانی

1) ولادت

استاد برهانی در سال 1312شمسی در قریه دهمرده گلزار از توابع جاغوری چشم به جهان گشود. پدرش حاجی محمد جان بود که از نظر موقعیت اجتماعی و اقتصادی از سرشناسان منطقه به شمار می­رفت

2) تحصیلات ابتدائی

استاد تحصیلات اولیه را در دهمرده گلزار نزد ملا یعقوب علی معروف به آخند زوار شروع کرد و سپس نزد مرحوم ملا محمد علی معروف به آخند کربلائی، ادبیات عرب، منطق، اصول (تا قوانین) و فقه (تا لمعه) را فراگرفت طوری که هسته شخصیت اخلاقی و روحی استاد نیز در این دوران تحت تأثیر استادش جوانه زد.

3) تحصیل در حوزه علمیه نجف

تشویق و ترغیب مرحوم استاد آخند کربلائی بر ادامه تحصیل استاد برهانی در حوزه علمیه نجف و نیز علاقه­ی که خود وی به کسب معارف دینی داشت، او را برای ادامه تحصیل در سال 1340 (و به روایتی 1332) شمسی رهسپار کشور عراق کرد. او چند ماهی را در صحن حرم امیرالمؤمنین (ع) بدون حجره و سرنوشت مشخص در حالت انتظار و بلاتکلیفی سپری نمود. و بعد از مدتی در مدرسه سید عبدالله شیرازی که تازه تأسیس شده بود، جا گرفت و به درس و بحث مشغول گردید. او کتاب مطول را در حوزه علمیه نجف نزد مرحوم آیت الله شیخ محمدعلی مدرس افغانی و شرح لمعه را نزد شهید اسدالله مدنی تبریزی و شیخ غلام رضا اصفهانی و رسائل را محضر آیت الله شهید مدنی فرا گرفت و از محضر شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ غلام رضا قاروبی نیز استفاده برد. در فلسفه به خصوص شرح منظومه شاگرد شیخ عباس قوچانی بود. او پس از اتمام دروس سطوح عالی حوزه، در دروس خارج فقه و اصول آیات عظام سید ابوالقاسم خوئی، سید محمود شاهرودی و سید محسن حکیم شرکت کرد و بهره­های وافر برد. استاد برهانی ضمن تحصیل و شرکت در دروس بالاتر حوزه، خود نیز دروس سطوح پائینتر را تدریس می­کرد

4) بازگشت به وطن

استاد برهانی بعد از 8 سال درس و تحقیق در حوزه علمیه نجف، به زادگاه خود برگشت و در زادگاهش در مدرسه امام جعفر صادق (ع) به تدریس، تربیت شاگردان، تبلیغ احکام و معارف دین و هدایت مردم پرداخت. در اندک زمان، آوازه علمی استاد مرزهای جاغوری را درنوردید، تشنگان معارف اهلبیت را از مناطق مختلف جاغوری و نیز ولایات و ولسوالی دیگر مانند قندهار، ارزگان، مالستان و مقر را به سوی خود جلب کرد. و بعد از مدت زمان اندک، حوزه علمیه دهمرده گلزار نقش محوری در ترویج و اشاعه علوم اسلامی پیدا کرد.استاد برهانی همزمان با خدمت عسکری از تدریس علوم اسلامی و تربیت شاگردان غفلت نورزید تا این­که بعد از اداء خدمت عسکری، دوباره به صورت تمام وقت به تدریس و تربیت شاگردان مشغول شد. و چند سال همرای مرحوم ملا نوروزعلی عالمی با دعوت مردم زیرک به تدریس علوم و معارف اسلامی و خدمت به مردم این منطقه پرداخت.

5) کودتای مارکسیستی و شروع انقلاب اسلامی

بعد از وقوع کودتا و شروع انقلاب اسلامی، استاد علم جهاد را بردوش می­کشد و همانند دیگر علماء مبارز تحت تعقیب دولت مارکسیستی قرار می­گیرد. او شبها را در خانه دوستان و روز­ها را در کوه­ها سپری می­کند. تا این­ که با گسترش انقلاب و جهاد اسلامی، جبهه سرتاسری را با همت دیگر علماء و مردم منطقه پایه ریزی می­کند و جزء رهبران طراز اول جهاد، به امور جهاد و رهبری جبهه­های جنگ می­پردازد. و در تمام سالهای جهاد و مقاومت، هیچ­گاه از مردم جدا نشد و منطقه را ترک نکرد. از ویژگی­های منحصر به فرد استاد برهانی این بود که با درک عمیق از مبانی اجتماعی و سیاسی اسلام، همواره بر تفکر و مشی اعتدال آمیز تأکید می­کرد، و در گیرودار جنگهای داخلی و نفاق­های اجتماعی خود را نیالود و دلسوزانه نقش اصلاح گری و هدایت گری را میان گروه­های متخاصم و دسته­های قومی ایفا می­کرد.

6) دوره طالبان و نقش محوری استاد در مرکزجاغوری

استاد در دوران سیاه حاکمیت طالبان که شرایط خفقان آوری در جاغوری و در کل کشور ایجاد کرده بود، با توجه به اهمیتی که مرکز (سنگماشه) داشت، هیج­گاه صحنه را به نفع طالبان رها نکرد، بلکه با شجاعت همراه با تدبیر و دور اندیشی مثال زدنی خود از حریم تشیع و حقوق مردم دفاع کرد و با تسلطی که بر منابع اهل سنت داشت، تهدید­ها را آنچنان تبدیل به فرصت کرد، که طالبان را نیز تحت تأثیر خود قرار داد. بعد از سقوط طالبان و شکل گیری فضای جدید سیاسی، استاد با درک شرایط از موقعیت پیش آمده با توجه به جوّی که علیه روحانیت رقم می­خورد، جهت ایجاد همبیستگی و هماهنگی میان روحانیت و احیاء نقش روحانیت در امور اجتماعی و سیاسی، شورای علمای جاغوری را تأسیس کرد و خود سُکّان داری آنرا به عهده گرفت

سر انجام این عالم فرهیخته و محقق برجسته کشور در روز اربعین حسینی تاریخ 5/11/ 1389 چشم از جهان فرو بست مردم ما را در سوگ نشاند. روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم بهمن 1389ساعت 17:58  توسط خالقداد اسدی  | 
استاد برهانی دهمرده گلزار، رئیس شورای علمای جاغوری، در سن نزدیک به ۸۰ سالگی در ایام اربعین حسینی به رحمت ایزدی پیوست. این ضایعه بزرگ را به امام زمان، حوزات علمیه، شورای علما و مردم جاغوری به ویژه مردم دهمرده و خانواده آن مرحوم تسلیت عرض می نمایم. او که یکی از استوانه های علمی و مفاخر حوزات علمیه تشیع بود، آنچنان مسلط بر منابع اهل سنت بود که خود علمای اهل سنت نیز بر این اشراف علمی استاد واقف بودند و لذا در مواردی از مناظره علمی با استاد در بحث های فقهی و کلامی حتی بر اساس منابع خود شان طفره می رفتند. در زمان تسلط طالبان بر جاغوری او تنها کسی بود که در سنگر دفاع از حریم مذهب و بیان خواستها و حقوق مردم در کنار مردم ماندند. روحش شاد و یادش گرامی باد. 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم بهمن 1389ساعت 17:8  توسط خالقداد اسدی  |